تاریخ پر است از مبارزات اجتماعی باشیوه های گونان شیوه هایی که باشیوه های خاص ، ظالمان و ستمگران را به زانو در آورد.
بارها در مباحث گوناگون صحبت از عمل شده و کسانی متهم به این هستند که به حرف ها و اندیشه های خود عمل نمی کنند. در واقع اندیشه ایشان بدون عمل چیزی جز یک خیال واهی نیست.
همواره یک نوع واکنش و یک نوع موضع گیری در برابر کسانی که اهل اندیشه و بحث هستند وجود دارد و آنها متهم می شوند به این که انسانهایی هستند که فقط حرف می زنند و عمل نمی کنند.اما سوالی که مطرح می شود این است که عمل چیست و عمل کردن برای هرکس چه چیزی می تواند باشد؟
مساله ای که بعد از آن قابل توجه است وضعیت جامعه و موضع قدرت و حکومت در برابر عمل است.
در هر عصرودوره ای مبارزان اجتماعی در جوامع متفاوت شیوه های متفاوتی را برای مبارزه انتخاب کرده اند.
یکی از ابعاد گسترده در زندگی پیامبر اسلام وائمه اطهار مبارزات اجتماعی آنها در مقابل گروه های اجتماعی و سیاسی و حکومت دورانشان بود.اما آنها با توجه به ویژگیهای عصر خودشان ، افراد و گروهایی که در مقابلشان قرار داشتند، کسانی که ازآنان حمایت می کردند و به دنبال آن شیوه مبارزاتی خاص خود را انتخاب می کردند و طبیعتا در آن عصر نیز نیروی بصیرت آنها منجر به آن میشد کهً خواب را از چشم دشمنان جامعه بگیرند و دشمنان مجبور می شدند که آنها را را از سر راه خود بردارند و به شهادت برسانند.اما این که شخصیتهای بزرگ چه راهی را برای مبارزه اجتماعی انتخاب کردند مسلماٌ باتوجه به شکل حکومت نقاط ضعف و قوت توده مردم و نقاط ضعف حکومت وبرای رسیدن به یک هدف خاص است . مبارزات اجتماعی در هر دوره ای مختص به همان دوره است و استعمال آن برای دوره های دیگرممکن است کارکرد مثبتی نداشته باشدوحتی می تواند کار کرد های منفی هم در بر داشته باشد
برای مثال دکتر شریعتی در کتاب شیعه مجموعه آثار 7 تشریح می کند که چگونه مراسم عاشورایی و مذهبی در دوره ای خاص کار کرد مبارزه اجتماعی در برابر حکومت جور را داشته و همان آداب ورسوم و در در دوره ای دیگر کار کردی ایدئولوژیکی برای حکومت و کار کرد منفی برای رشد و آگاهی توده مردم داشته .
بنابراین نمی شود با نگاه به تاریخ و الگو برداری عینی از مبارزات اجتماعی به سادگی برای مسائل روز جامعه شیوه مبارزاتی در سطح کلان تعیین کرد این کار نیاز به نبوغی خاص و تامل بسیار دارد.
جامعه ماهیتی است سیال و نمی توان به آن نگاهی مقطعی داشت زیرا که عناصر و ساختارهای جامعه در طول تاریخ جامعه شکل گرفته است . برای مثال روح استبداد وپدرسالاری(یا مرد سالاری) در طول تاریخ یک جامعه رشد کرده و در حکومت ، نهادها ، سازمانها ، مراکز تربیتی و....ودر خردترین سطح در ذهن تک تک افراد رسوخ کرده.
مبارزه ای اجتماعی و کنشی تاریخی-اجتماعی با این نوع عناصر و این ساختمان کلی در جامعه تقابل وتضاد دارد و فقط با یک حکومت ، یک دولت ، یک سازمان ، یک نهاد و یا یک فرد رویایی ندارد ، بلکه ساختار فعلی هر جامعه ای حاصل شکل گیری سالها فرهنگ و تمدن جامعه است.
ساختار یک جامعه همچون سخره ای سخت و استوار با تاریخچه و عاملان و کارگزارانش با حرکات انقلابی ، انفجاری و بعضا انتحاری منحل نخواهد شد .
این طرز فکر که یک فرد در یک زمان کوتاه وحتی در طول حیاتش خواهد توانست ساختار یک جامعه را منحدم کند ساده انگارانه خواهد بود.
قدرت و نفوذ نخبگان در کنش های تاریخی-اجتماعی شان برای مبارزه اجتماعی تاثیر بسزایی داشته وخواهد داشت. اما این تاثیرتدریجی و یک فرآیند زمانی بلند مدت است و نخبگان اجتماعی با توجه به تاثیر گذاری شان به این فرآیند شکل و سرعت خواهند بخشید .


